شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم سیه‌مستش به‌خود نگشود از هم دیده رافریاد من بیدار کرد این فتنه خوابیده را
۲
دل با زلیخا طلعتان گفتم از او ساکن کنمنخجیر نامد در نظر این گرگ یوسف‌دیده را
۳
دستم مگیر ای باغبان تا پای قمری بشکنمکآزرده می‌سازد همی آن سرو نو بالیده را
۴
زنجیر زلف یار کو تا من به دست‌آویز اوشاید مگر باز آورم این بخت برگردیده را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth