شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صرف کار ناله کردم عمر چندین ساله رایار یار دیگران شد خاک بر سر ناله را
۲
سبحه از دستم ستد طفلی که از مشکین صلیببر میان زنار بندد زاهد صد ساله را
۳
جان شیرین عرضه کردم بر دهانش لب گزیدکار مغان کی کس برد تنگی شکر بنگاله را
۴
سبزه سرزد از گلش در خط شدم از باغبانگفت آوخ چون کنم خود رواست داغ این لاله را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth