شعر را زندگی کن
خلوتی با یغمای جندقی

شمارهٔ ۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گم کنم در راه حی از گریه گفتم پی در آبچشم تا برهم زدم یکباره گم شد حی در آب
۲
محمل از رفتار ماند، ای آه مشعل بر فروزتا ببینم ناقه از اشک که دارد پی در آب
۳
دور کن دور از دلم دست آستین از دیده امتا نسوزی هان در آتش تا نیفتی هی در آب
۴
گر به ظلمت شد خضریامن به دیر اندر چه عیبنقش خود دیدیم هر یک من در آتش وی در آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth