خلوتی با یغمای جندقی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خضر پنداری نهانی کرده قدری می در آبورنه کی بودی بقای زندگانی کی در آب
۲
نیستم ماهی، سمندر نیز، لیک از چشم و دلرفت ایامم در آتش، گشت عمرم طی در آب
۳
مردم چشم مرا گر خانه ویران شد چه شددیر کی پاید بنایی را که باشد پی در آب؟
۴
حالم ای همدم مپرس از آه سرد و موج اشکخود چه باشد حال مسکینی که باشد وی در آب
صفحهٔ ۱ از ۳