خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۱۱ - سُلطانِ اوادنی قُباب
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طره پر پیچ و تابت از دلم بربوده تابچشم مست نیم خوابت از دو چشمم برده خواب
۲
خال مشکین بر جمالت یا که در آزر خلیلزلف پرچین بر عذارت یا بچهر خور نقاب
۳
از شرار شعله خوی تو جمعی سینه سوزوز فروغ آتش روی تو قومی دل کباب
۴
ای طراز قامتت در گلشن دل سر و بنوای فروغ عارضت در کشور جان آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۷