خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در پیرهن ای ماه نهفتی بدنی راو آکندهای ای سرو به گل پیرهنی را
۲
جز سیم بناگوش تو در زلف معنبرپرورده مگر سایه سنبل سمنی را؟
۳
نفروزد اگر پرتو روی تو به گلشنگلشن ندهد رونقِ بیتالحزنی را
۴
در باغ اگر بی تو کنم لاله به دامانبرقی است ز دوزخ که بسوزد کفنی را
صفحهٔ ۱ از ۳