شعر را زندگی کن
خلوتی با افسر کرمانی

شمارهٔ ۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شکر شده عالمی ز قندتمن بنده لعل نوشخندت
۲
تنها نه دلم به زلفت آویخت،هر جا که دلی، اسیر بندت
۳
رخساره به آفتاب منمایترسم که از آن رسد گزندت
۴
دیگر چه زنی به تیغ تیزشصیدی که فتاده در کمندت؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth