خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سرو دلارای قدت در چمنی نیستافسوس، که این سرو به باغ چو منی نیست
۲
گفتم به دل، از سرو قدت نسترن آرمدر هیچ گلستان چو قدت نسترنی نیست
۳
مانند تو ای باغ گل و معدن شکر،شیرین سخن و گل رخ و شکر دهنی نیست
۴
تا چند بپرسی وطن ما و ندانی،ما را که بجز حلقه زلفت وطنی نیست
صفحهٔ ۱ از ۴