خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن که در بزم نه ساقی و نه جامی داردنیست بی عیش ولی عیش حرامی دارد
۲
آن که می، نوشد از آن لعل لب ساقی ما،نوش بادش که عجب شرب مدامی دارد
۳
باد می آید و چون می زدگان عربده جوستمی نماید که ز معشوق پیامی دارد
۴
گو بهار است که از خانه به بستان نرودهرکه در خانه چنین سرو خرامی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳