خلوتی با افسر کرمانی
شمارهٔ ۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این نکویان که سهی قامت و سیمین بدنندرفته در پیرهنی چون چمن یاسمنند
۲
بلبلانند که نالان گل سرخ بهاردوستانند که دستان گل انجمنند
۳
زنده دل، هیچ نخوابیده که در فصل بهار،مردگانند که آغشه خاک و کفنند
۴
در گلستان تو ای شکر شیرین حرکاتطوطیانند که خوش منطق و شکر شکنند
صفحهٔ ۱ از ۲