خلوتی با وحیدالزمان قزوینی
بخش ۱۲ - صفت سوزنگر
شهرآشوب کوچک
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سوزنگر که دیده ام مندارد دهنی چو چشم سوزن
۲
سوزن که جدا شد از دکانشاز حسرت او پرست حالش
۳
هر چند صبر پیشه داردچشمی به قفا همیشه دارد
۴
بر خواهش دل نمیکند پشتگر رشته کند به چشمش انگشت
صفحهٔ ۱ از ۳