خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۱ - افگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را
مسمطات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کودک زیبا سلب سیمین بر و بیجاده لبسرمایهٔ ناز و طرب حوران ز رشکت در تعب
۲
زلف و رخت چون روز و شب زان زلفکان بلعجبافگنده در شور و شغب جان و دل عشاق را
۳
زیبا نگار نازنین رخ چون گل و بر یاسمینپاکیزه چون حور معین پیرایهٔ خلد برین
۴
بادا بر املاق آفرین کاید چو تو زان حور عینفخرست بر ما چین و چین از بهر تو املاق را
صفحهٔ ۱ از ۳