خلوتی با سراج قمری
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کجا کسی که چو او را صبوح دست دهدیکی قدح به من پیر نیم مست دهد؟
۲
سماع جان من از نعره ی بلی سازدمی روان من از ساغر الست دهد
۳
به پاش درفتم ارچون پیاله برخیزدازآنچه در دل خم سالها نشست دهد
۴
بدو، زکهنه و از نو، هرآنچه هست دهمگرم زباقی دوشین، هرآنچه هست دهد
صفحهٔ ۱ از ۳