شعر را زندگی کن
خلوتی با صفایی جندقی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
الا ای باغبان بگذار یا بلبل دمی گل راکه تاب هجر گل تا سال دیگر نیست بلبل را
۲
به طرف گلشن از سودای چهر و زلف خود بنگربه دل صد داغ سوری را به تن صد تاب سنبل را
۳
عراق از حسن بگرفتی مسخر کن خراسان همز قد وچهر بشکن سرو کشمر ماه کابل را
۴
به عین هوشیاری گر نظر در ساغر اندازیز مستی های چشم از خویشتن بیرون بری مل را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth