خلوتی با نظام قاری
بخش ۳ - رساله اوصاف شعرا
مناظرهٔ طعام و لباس
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر اطلس پوشان دکاکین بلاغت و کمخا بافان کارگاه فصاحت پوشیده و مخفی ممانادکه چون دعاگوی اینرختخانه را در گشاد و مفرش این نفایس اجناس راسر. خازن خرد بامن گفت شکرانه را که این خلعت از جیب غیب برقد خیال تو دوختند و چراغ والای گلگون در جامه دان ضمیر تو افروختند.
۲
تمینا فصحای تیم شعر و بلغای چارسوی سخن را هر یک فراخور قدوی خلعتی مدح باید پوشانید و خوابگاهش از روایح این اثاث خوشبوی گردانید.
۳
زبهر زیب سر قبر صوف دستاریبه از متاع دعا و اثاث فاتحه نیست
۴
تا از صندوق ایشان نیز نوبنو تشریف همت و وصله مدد بتو برسد.انصاف انکه در بازار حقیقت شعار طریقت دثار همه گردیدم و کلام جمله را مملو از الوان لباس معنی خاص و خیال از انواع اجناس نوادر و امثال خزینه دیدم درآن هر طرزی از طراز بلطافت و طراوت از آن دیگر ممتاز.
صفحهٔ ۱ از ۱۰