خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با سر زلف تودارم کارهابا دلم از بس کندازارها
۲
من سر زلف تو گیرم تا شودبر دلم آسان همه دشوارها
۳
بوئی از زلف تو باد آورد و ریختخاک حسرت بر سر عطارها
۴
چشم و بینی تو و ابروی توفاش بر من کرده اند اسرارها
صفحهٔ ۱ از ۲