خلوتی با بلند اقبال
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه من را هر که بیند گوید این است آفتابدر فلک هم خود همی گویدچنین است آفتاب
۲
گرمنجم گفت بر چرخ برین است آفتابمن بر این هستم که طالع بر زمین است آفتاب
۳
خود گرفتم آفتاب از روشنی چون روی توستکی به چهرش طره پرپیچ وچین است آفتاب
۴
حاش لله نیست او را نسبتی با روی دوستعکسی از رخسار یار نازنین است آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۳