شعر را زندگی کن
خلوتی با بلند اقبال

بخش ۳۰ - حکایت

بخش دوم - داستان گل و بلبل

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی یاد دارم که پروانه ایدرآمد ز درهمچو دیوانه ای
۲
تو گفتی سمندر نه پروانه بودکه از آتشش هیچ پروا نبود
۳
ز بس مست بود وزخود بی خبرهمی شمع را گشت بر دور سر
۴
نظر بود پیوسته من را به شمعکه ناگه زد او خویشتن را به شمع
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth