شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
راندی ز نظر، چشم بلا دیدهٔ ما رااین چشم کجا بود ز تو، دیدهٔ ما را
۲
سنگی نفتد این طرف از گوشهٔ آن باماین بخت نباشد سر شوریدهٔ ما را
۳
مردیم به آن چشمهٔ حیوان که رساندشرح عطش سینهٔ تفسیدهٔ ما را
۴
فریاد ز بد بازی دوری که برافشانداین عرصهٔ شطرنج فرو چیدهٔ ما را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth