خلوتی با وفایی مهابادی
شمارهٔ ۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساربان! ای مهربان محمل کش، ای چون من هزارباد قربان غباری از غبار این دیار
۲
این چه خاک است، این چه باد است، این چه آب است، این چه تاب!خاک عنبر، باد خوش تر، آب کوثر نور و نار
۳
گر مدد زین چار نگرفتی ز لطف این چار طبعهین دچار جان شیرین می شدندی این دو چار؟
۴
ساربان! آبی به چشم نقش پای محمل استگشته اندر برج آبی بدر تابان آشکار
صفحهٔ ۱ از ۱۵