خلوتی با وفایی شوشتری
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گنه بر دل نهی آنگاه می گیری به تقصیرشچو بگرفتی به تقصیرش نهی تهمت به تقدیرش
۲
دل بیچاره را، کی چاره باشد تا که می باشدزنخدان تواش زندان و زلفین تو زنجیرش
۳
گهی طاعت گهی عصیان گهی کفر و گهی ایمانبه دل هردم نهی نقشی دهی هر لحظه تغیرش
۴
خسی در بحر بی پایان چه باشد قدر و مقدارشکه موجش گه به بالا، می کشاند گاه در زیرش
صفحهٔ ۱ از ۳