خلوتی با سوزنی سمرقندی
شمارهٔ ۲۰ - شنیدست از کسی کز سنگ سیم آید همی بیرون
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به چشمِ عاشقان آید، سُرینِ گِردِ گلرنگشزهی خُفتنگَهِ نرمش، زهی خارِشگَهِ تَنگش
۲
صفاتِ کونِ آن کودک چه گویمْ خود؟ که آن کودکهمه کون است و کون و کون، ز پایش تا شِتالَنگش
۳
ندانم تا چه خواهد شد به سالِ بیست، کاندر دَهنگوید آخ، اگر تا خایه بِفْشارد خرِ غَنگش
۴
شنیدهاست از کسی کهز سنگ، سیم آید همی بیرونز بهرِ سیم ورزیدن، خوش آمد بوقِ چون سنگش
صفحهٔ ۱ از ۱