خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شفیع خویش کردم صاحب معراج راسر به استغنا برآوردم دل محتاج را
۲
من مرید همّت پیری که از افتادگیپایهها افزود بر بالای هم معراج را
۳
خاک فقرم مسند است و داغ عشقم افسر استپشت پایی گر زنم سهل است تخت و تاج را
۴
تا قمارِ عشقِ ترک ماسوا ورزیدهامکافرم گر در حساب آوردهام لیلاج را
صفحهٔ ۱ از ۲