خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو جوهر بر دم شمشیر او دادم دل خود رابه یمن تیغ او آخر گشودم مشکل خود را
۲
نه چشم زخم برقی شد نه بادِ دامن آفتکه بر باد فنا دانسته دادم حاصل خود را
۳
برو ای ابر آب رحمتی زن خاک آدم راکه من از اشک چشم خویش تر کردم گل خود را
۴
به یک زخم دگر جان مرا در اضطراب افکندنمیدانم چهسان معذور دارم قاتل خود را
صفحهٔ ۱ از ۲