شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۲۸ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چنین که جلوه گل از طرف مرغزار کندسزد که نعرهٔ مستانه مرغ زار کند
۲
ز بس شکوفه شکفت و فروغ یافت چمنچراغ را ز شگفتی به چشم تار کند
۳
کنون ز یمن شکوفه مکانتش ننهدکس ار نجوم فلک بر زمین نثار کند
۴
به گوش دخت درخت گل این غرایب بینکه از ثوابت و سیاره گوشوار کند
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth