شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۲۹ - وله

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چهر نواب از طرب رخشان تر از اجرام شدصدر خاصش خواند شاهنشاه و بدر عام شد
۲
خاص صدری دید او را شاه و خواندش صدر خاصوین سخن بی شبهه برشه وحی یا الهام شد
۳
ای بت سیمینه صدرای شاهد رخساره بدرکز رخ و زلف تو شامم صبح و صبحم شام شد
۴
جام چون بدر آور و ما را شفای صدر دهکز صدارت باده نواب را در جام شد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth