شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای محو رنگ و روی تو جان خراب ماپروانه چراغ تو مرغ کباب ما
۲
از سنگ سرمه زیر سر ماست بالشیای شوخ چشم آمده یی تا به خواب ما
۳
موی سفید پخته کند حرص خام راچون آفتاب گرم بود ماهتاب ما
۴
ما با وجود قامت خم مست غفلتیمپیچیده موج باده به رگهای خواب ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth