شعر را زندگی کن
→ دیوان اشعارسیدای نسفی
سیدای نسفی

غزلیات

از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.

شمارهٔ ۱خداوندا بشوی از گرد بدنامی جبینم را←شمارهٔ ۲خداوندا رهایی ده ز بند درد پایم را←شمارهٔ ۳یارب از پیمانه صحبت شرابی ده مرا←شمارهٔ ۴ز رخ گر آن پری رو دور گرداند نقابش را←شمارهٔ ۵شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا←شمارهٔ ۶به ابروی تو قسم یاد می کند دل ما←شمارهٔ ۷ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما←شمارهٔ ۸ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما←شمارهٔ ۹غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما←شمارهٔ ۱۰ز خون دل شده رنگین دو دیده تر ما←شمارهٔ ۱۱دم صبح است ای ساقی ز رو بردار برقع را←شمارهٔ ۱۲زهی فراش زلف عنبرینت طره شب‌ها←شمارهٔ ۱۳چشم یارم خواب و سنگین است بیداری مرا←شمارهٔ ۱۴ای شمع سوی خانه من بی طلب بیا←شمارهٔ ۱۵ز غنچه دل ما بی خبر بود گل ما←شمارهٔ ۱۶نرم شد از خواب غفلت بستر سنگین ما←شمارهٔ ۱۷ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها←شمارهٔ ۱۸ای بی‌لب تو خشک دهانِ پیاله‌ها←شمارهٔ ۱۹مده چون بوالهوس در سینه جا عشق مجازی را←شمارهٔ ۲۰به سوی کلبه ام ای آفت زمانه بیا←شمارهٔ ۲۱اگر قامت برافرازی زمین را جان شود پیدا←شمارهٔ ۲۲بی‌لبت شد سنگباران بر لب پیمانه‌ها←شمارهٔ ۲۳بر سر بالینم ای خضر مسیحا دم بیا←شمارهٔ ۲۴کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما←شمارهٔ ۲۵ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها←شمارهٔ ۲۶گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا←شمارهٔ ۲۷ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را←شمارهٔ ۲۸نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما←شمارهٔ ۲۹حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک را←شمارهٔ ۳۰سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را←شمارهٔ ۳۱می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما←شمارهٔ ۳۲قبا کشیده به بر قامت بلند تو را←شمارهٔ ۳۳چه باشد گر بگیری دست چون من ناتوانی را←شمارهٔ ۳۴تا جلوه عنان تو برداست هوش ما←شمارهٔ ۳۵خون می چکد چو غنچه گل از سخن مرا←شمارهٔ ۳۶تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا←شمارهٔ ۳۷ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما←شمارهٔ ۳۸بر داغ غوطه زد دل عشرت سرشت ما←شمارهٔ ۳۹می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا←شمارهٔ ۴۰ای خط سبزت بهار محشر آواره‌ها←
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth