خلوتی با سیدای نسفی
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فرش بوی سنبل زلفت دماغهاپامال شبنم گل روی تو باغها
۲
امشب بیا به کلبهام ای رشک بوستانکز روغن گل است لبالب چراغها
۳
نامم میان سوختگان تا بلند شدخود را به لاله زار کشیدند داغها
۴
زان یار خانگی خبری هیچ کس نگفتلبریز شد ز آبله پای سراغها
صفحهٔ ۱ از ۲