شعر را زندگی کن
خلوتی با سیدای نسفی

شمارهٔ ۳۳

مسمطات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
فگندی بر جگر آتش چو من بی خان و مانی رازدی در شعله از نامهربانی مهربانی را
۲
بگو ای شمع با پروانه خود داستانی راکجا بودی که امشب سوختی آزرده جانی را
۳
به قدر روز محشر طول دادی هر زمانی را
۴
به قدر قسمت هر کس در آن روزی که جان دادندبه خوبان قد سرو و چهره یی چون ارغوان دادند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth