خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز ممکنات توان دید طلعت او راکه یک یک آینهاند آن جمال نیکو را
۲
گرش مشاهده خواهی ز خویش چشمبپوشکه او ز دیدهٔ خود بین نهان کند رو را
۳
ز خویش گم شو و آنگه خدای را میجویکه واجبست ز خود گم شدن خداجو را
۴
تهی نکرده ز هر بو مشام کی شنویشمیم دلکش آن طرهٔ سمن بو را
صفحهٔ ۱ از ۲