خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در روی این زمین که تویی صد هزارهاپیش از تو بوده اند به شهر و دیارها
۲
بر پیکر سپید و سیاه بشر بسیاین مهر و ماه تافته لیل و نهارها
۳
بس سیم تن مقیم سراهای زرنگارکامروز خفته اند به خاک مزارها
۴
بس کاخ منهدم شده بینی ز خون دلاجزای آن پر است ز نقش و نگارها
صفحهٔ ۱ از ۴