خلوتی با صغیر اصفهانی
شمارهٔ ۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق تو با خاک ره ساخته یکسان مراپای به سر نه کنون از ره احسان مرا
۲
تا به هم آویخته باد صبا طره اتکرده از این ماجرا سخت پریشان مرا
۳
من به تو حیران و شد واله و حیران منهر که بدید اینچنین واله و حیران مرا
۴
هر چه که خواهی بکن هر چه که خواهی بگودادن فرمان تو را بردن فرمان مرا
صفحهٔ ۱ از ۲