شعر را زندگی کن
خلوتی با صغیر اصفهانی

شمارهٔ ۹ - نسخه کیمیا

مثنویات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود بسی در طمع کیمیاچهرهٔ من زرد به رنگ طلا
۲
بوتهٔ دل بود در آتش مراحال چو فرار مشوش مرا
۳
در عمل شمس و قمر از خیاللاغر و کاهیده شدم چون هلال
۴
عمر گرامی که بد اکسیر نقدصرف نمودم همه در حل و عقد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth