خلوتی با وحشی بافقی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸ - در ستایش بکتاش بیک
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر مساعدت بخت نبود و اقبالکجا هلال و رسیدن به مستقر کمال
۲
اگر مدد نرسیدی ز طالع فیروزنداشتی زر و گوهر رواج سنگ و سفال
۳
شد از نتیجه صالع خجسته ظل همایوگرنه همچو هما بود بوم را پر و بال
۴
ز طالعست که خونی کزو کشی دامانفشانیش به گریبان چو شد به ناف غزال
صفحهٔ ۱ از ۱۳