شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹ - در ستایش خان‌احمد

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نماز شام که سیمین همای زرین بالبه بام به اختر انداخت سایه اقبال
۲
پدید گشت مه نو ز طرف چشمه مهربه سان خشک لبی برکنار آب زلال
۳
نموده هیأت پروین به عینه چون گوییکه کرد از اثر آبله بسی تبخال
۴
ز فرط ظلمت شب تنگنای عالم خاکسیاه شد چو شبستان خاطر جهال
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth