خلوتی با وحشی بافقی
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در ستایش میرمیران
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقیا روز نشاط آمد و شد دور به کاممیرود روز ز بالای تو می ریز به جام
۲
در قدح ریز از آن لعلی خورشید فروغکه به یاقوت دهد پرتو اورنگ به وام
۳
دلفریبی که در آیند روانی به سجودزاهدان را چو شمیمی گذرد زان به مشام
۴
آخر مجلس او بزم جدل را آغازاول صحبت او مجلس غم را انجام
صفحهٔ ۱ از ۹