شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲ - در ستایش علی«ع»

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلف پیش پای او بر خاک می‌ساید جبینهمچو هندویی که پیش بت نهد سر بر زمین
۲
زین خطایش بر سر بازار باید کند پوستگر کند دعوی به زلفت نافهٔ آهوی چین
۳
ای شب خورشید پوشت سنبل باغ بهشتوی لب شکر فروشت چشمهٔ ماء معین
۴
عاجز از موی میانت مردمان موشکافمضطر از درک دهانت مردمان خرده بین
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth