شعر را زندگی کن
خلوتی با فصیحی هروی

شمارهٔ ۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز دل بر در غم طرح محبت انداختبر سر شعله چو خس رخت اقامت انداخت
۲
ای سگ دوست به جانت که چو غم جانم خورداستخوانم را در دوزخ حسرت انداخت
۳
ریسمان نفسم را غم ایام گسیختدلو عمرم به ته چاه قیامت انداخت
۴
دل به صد حیله شد آبستن طفل طربیدید بخت سیهم را و بساعت انداخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth