شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

رفتن معلم به در خانهٔ دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمهٔ درد فراق و آغاز حکایت اشتیاق

ناظر و منظور

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو طفل روز رفت از مکتب خاکسواد شب نمود از لوح افلاک
۲
معلم بر در دستور جا کردحدیث خود به خاصانش ادا کرد
۳
به دستور از معلم حال گفتندیکایک صورت احوال گفتند
۴
معلم را به سوی خویشتن خواندبه تعظیم تمامش پیش بنشاند
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth