خلوتی با وحشی بافقی
رفتن معلم به در خانهٔ دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمهٔ درد فراق و آغاز حکایت اشتیاق
ناظر و منظور
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو طفل روز رفت از مکتب خاکسواد شب نمود از لوح افلاک
۲
معلم بر در دستور جا کردحدیث خود به خاصانش ادا کرد
۳
به دستور از معلم حال گفتندیکایک صورت احوال گفتند
۴
معلم را به سوی خویشتن خواندبه تعظیم تمامش پیش بنشاند
صفحهٔ ۱ از ۱۲