خلوتی با وحشی بافقی
بخش ۳۹ - پاسخ دادن شیرین فرهاد را
فرهاد و شیرین
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو از فرهاد، شیرین قصه بشنیدز زیر لب به سان غنچه خندید
۲
که حالی یافتم ، داری چه اندوهکه از دست تو مینالد دل کوه
۳
ز دستت بیستون آمد به فریادکه ای شیرین فغان از دست فرهاد
۴
چو نامم از ندایت کوه بنشیندبه آواز صدا همچون تو نالید
صفحهٔ ۱ از ۱۸