شعر را زندگی کن
خلوتی با صفی علیشاه

شمارهٔ ۵

متفرقات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عجب آمدم که آمد ز تو مژدهٔ وصالیکه به عمر خود ندادم به وصالت احتمالی
۲
بنما رخ ار چه شاهی ز حجاب طره گاهیکه شبی به روی ماهی نگرم ز بعد سالی
۳
به تو زیید ار که خوبان به رخت شوند قربانکه ندید چشم دوران ز تو خوب‌تر جمالی
۴
به فقیه طعنه کم زن به سیه‌دلی و خامیکه ندیده روی ماهت که نبرده ره به حالی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth