خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روا کرده فریبنده جهان بر تو فریب،مر تو را خوانده و خود روی نهاده به نشیب
۲
این جهان را به جز از بادی و خوابی مشمرگر مقری به خدای و به رسول و به کتیب
۳
بر دل از زهد یکی نادره تعویذ نویستا نیایدش از این دیو فریبنده نهیب
۴
بهرهٔ خویشتن از عمر فرامشت مکنرهگذارت به حساب است، نگه دار حسیب
صفحهٔ ۱ از ۴