خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازِ جهان تیزپَر و خلق شکار استبازِ جهان را جز از شکار چه کار است؟
۲
نیست جهان خوار سوی ما، ز چه معنیخوردن ما سوی باز او خوش و خوار است؟
۳
قافله هرگز نخورد و راه نزد بازبازِ جهان رهزن است و قافلهخوار است
۴
صحبت دنیا مرا نشاید ازیراکصحبت او اصل ننگ و مایهٔ عار است
صفحهٔ ۱ از ۱۲