خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۳۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جز جفا با اهل دانش مر فلک را کار نیستزانکه دانا را سوی نادان بسی مقدار نیست
۲
بد به سوی بد گراید نیک با نیک آرمداین مر آن را جفت نی و آن مر این را یار نیست
۳
مرد دانا بَدْرشید و چرخ نادان بد کنشنزد یکدیگر هگرز این هر دو را بازار نیست
۴
نیک را بد دارد و بد را نکو از بهر آنکبر ستارهیْ سعد و نحس اندر فلک مسمار نیست
صفحهٔ ۱ از ۱۴