خلوتی با ناصرخسرو
قصیدهٔ شمارهٔ ۴۰
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این تختِ سختگنبد ِ گردان سرای ماستیا خود یکی بلند و بیآسایش آسیاست
۲
لا بل که هر کسیش به مقدار علم خویشایدون گمان برد که «خود این ساخته مراست»
۳
داناش گفت «معدن چون و چراست این»نادانْش گفت «نیست، که این معدن چراست»
۴
دانای فیلسوف چنین گفت ک«این جهانما را ز کردگار همی هدیه یا عطاست»
صفحهٔ ۱ از ۱۵