خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۲۶ - درای کاروان
فصل اول - لطیفهنگاریها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب لعلت، مرا آرام جان استدو چشمت، فتنه آخر زمان است
۲
عجب از خال هندوی تو دارمکه او را بر لب کوثر، مکان است
۳
قدت شمشاد، یا سرو روان استلبت یاقوت، یاقوت روان است
۴
شدم از غصه چون موی میانتکه موی است اینکه داری یا میان است
صفحهٔ ۱ از ۳