شعر را زندگی کن
خلوتی با ترکی شیرازی

شمارهٔ ۳۴ - مژهٔ چشم تر

فصل سوم - سوگواری‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شوری که حسین بهر شهادت به سرش بوداز روز ازل کشته شدن، در نظرش بود
۲
بگذاشت قدم تا که به میدان شهادتدل جای دگر، دیده به جای دگرش بود
۳
تیری که رها می شدی از شست مخالفدر مقتل خون سینهٔ آن شه سپرش بود
۴
آن دم که بریدند، لب تشنه سرش راسیلاب روان از مژهٔ چشم ترش بود
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth