خلوتی با ترکی شیرازی
شمارهٔ ۱۶ - بخت خفته
فصل پنجم - قطعهها و تکبیتیها
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چها که می کشم از دست بخت خفتهٔ خویشکه هر چه می کنم از خواب بر نمی خیزد
۲
به آتش افکنمش ور به آبش اندازمورش بباد دهم خاک بر سرم بیزد
۳
چه طالعی ست که دیرینه دوستان مرابه دشمنی من از هر طرف برانگیزد
۴
به هر رفیق، که از مهر می شوم نزدیکز من چو آهوی صیاد دیده بگریزد
صفحهٔ ۱ از ۳