خلوتی با حاجب شیرازی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا پریشان به رخ آن زلف سمنساست تو راجمع اسباب پریشانی دلهاست تو را
۲
دست بردی به رخ از شرم، حریفان دانندکه تو موسائی و عزم ید بیضاست تو را
۳
چون درآئی به سخن زنده کنی عظم رمیمای صنم! خود مگر اعجاز مسیحاست تو را
۴
هر که بوسید لبت یافت حیات ابدیچشمه خضر مگر در لب گویاست تو را
صفحهٔ ۱ از ۲